خبرنگار
همسرت
که خبرنگار باشد باید نصف شب توی خیابانی که پرنده پر نمیزند بنشینی توی
ماشین تا از سگ های کنار خیابان که دارند آشغالهایی را که جماعت ریخته اند
میخورند فیلم بگیرد برای یک "صرفا جهت اطلاع"!
همسرت که
خبرنگار باشد باید نبودن هایش را .. رفتن های وقت و بی وقتش را تحمل کنی و
از آنطرف تحمل و صبوری اش را هنگامی که هست ستایش کنی!
همسرت
که خبرنگار باشد باید همیشه ته دلت یک نگرانی باشد از این بابت که الان
کجاست؟! جایی که دارد فیلم میگیرد امن است یا نه؟! و همیشه ذره ذره آب شوی
از این نگرانی و هیچ نگویی و گاهی که دل شوره هایت زیاد از حد میگذرد بد
اخلاق و نق نقو شوی!
همسرت که خبرنگار باشد باید فقط دوستش داشته باشی! آنقدر که خستگی اش از تنش در برود و همیشه لبخند بزند .. همیشه :)
پی نوشت : بلاگفا بدون فیلترشکن برای من باز نمیشه! مطالبتون رو میخونم .. کامنت هم میذارم اما انگار کامنت هام به دستتون نمیرسه .. هرچه که هست تقصیر بلاگفاست.
+ نوشته شده در شنبه ششم مهر ۱۳۹۲ ساعت 13:2 توسط تکیه گاه
|
یهو دلم خواست بنویسم!